|
IN THE NAM OF GOD
|
This Web Hacked By Fonix
شوخی کثیفی بود ....
This Weblog IS Hacked And Defaced By JiniXoR

JiniXoR Was Here
Dont Forget Me
My Y ! ID ==> JiniXoR@Yahoo.Com
Iranian Hackers Is The Best !!
Deface Compelete !
![]()

NEW ALBUM Nancy Ajram
شرمنده به خدا.خسته بودم و نتونستم اپ کنم
اما حالا جبران میکنم
ایشالا که خوشتون بیاد
راستی به این وبم هم برین دیگه
دارین نا امیدم مکنین
یه موقع منم مثل سیاوش وب نویسی رو
گذاشتم کنار
پس خواهشا برین و نظر بدین حتما
|
|
To My Friends
تقديم به تمام دوستانم |
|
|||
|
|
|||||
|
|
![]() |
| |||
|
If you should die
before me, ask if you could bring a friend. -- Stone Temple Pilots اگر تو خواستی قبل از من بميری
بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه . |
|||||
![]() |
|||||
|
If you live to be a hundred,
I want to live to be a hundred minus one day, so I never have to live without you. -- Winnie the Pooh اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم. |
|||||
|
|
![]() |
| |||
|
True friendship is
like sound health; the value of it is seldom known until it is lost. -- Charles Caleb Colton دوستی واقعی مثل سلامتی هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم. |
|||||
![]() |
|||||
|
A real friend
is one who walks in when the rest of the world walks out. يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد که تموم دنيا از پيشت رفتن. |
|||||
|
|
![]() |
| |||
|
Don't
walk in front of me, I may not follow. Don't walk behind me, I may not lead. Walk beside me and be my friend. -- Albert Camus جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش. |
|||||
![]() ![]() |
|||||
|
Friends are God's way of taking care of us.
دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن. |
|||||
|
|
![]() |
| |||
|
Friendship is one mind
in two bodies. -- Mencius دوستی يعنی يک روح در دو بدن . |
|||||
![]() |
|||||
|
I'll lean on you and
you lean on me and we'll be okay -- Dave Matthews من به تو تکيه می کنم و تو به من
و اونوقت همه چيزمون مرتبه. |
|||||
|
|
![]() |
| |||
|
If all my friends were
to jump off a bridge, I wouldn't jump with them, I'd be at the bottom to catch them. اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،
من با اونا عبور نخواهم کرد،
بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا. |
|||||
![]() |
|||||
|
Everyone hears
what you say. Friends listen to what you say. Best friends listen to what you don't say. هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.
ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.
اما بهترين دوستان
حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون. |
|||||
![]() |
|||||
|
My father always used
to say that when you die, if you've got five real friends, then you've had a great life.; -- Lee Iacocca پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،
اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،
اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی. |
|||||
![]() ![]() |
|||||
|
Hold a true friend with both your hands.;
-- Nigerian Proverb يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب. |
|||||
![]() |
|||||
|
A friend is someone who knows
the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the words.; -- Unknown يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه
و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی
اونا رو واسه ات | |||||
خوب اینم از این امیدوارم که خوشتون اومده باشه
حرفی واسه گفتن ندارم
همیشه به یادتونم
دوستون دارم
بای تا های![]()
سلام به همه![]()
راستش حال و حوصله نداشتم که رو این آپ کار کنم
همینطوری از سر بی حوصلگی آپ کردم![]()
راستی یه تبریک هم بگم به سیا جون که خیلی وقته وبشو پس گرفته از این گرگ شب.![]()
تازه آشیانه هم اومده تهدید کرده که میهکیمیت....اما هیچی نیستن واسه این داداش سیای ما..![]()
اینم اون یکی وبم.
اینم وب سیاوش دوست عزیزم
خیلی حرف زدم .![]()
با این حال امیدوارم که خوشتون بیاد![]()
سلام به همه ی دوستان عزیز![]()
اره خودمم همون پرنده ی منزوی
یه کم ازادی بهم دست داد
گفتم یه هوایی تازه کنیم![]()
این وب دومم.امیدوارم که خوشتون بیاد
با من بیا.............//![]()
![]()
---------------------------------
|
|
|
نوروز
سر آغاز جشن ِ نوروز ، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیكشد ، بر ساير جشنهای ايران باستان برتری دارد. در مورد پيدايی اين جشن افسانههای بسيار است ، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی میبخشد ، آيينهای بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام
فلسفهی آيينهای نوروزی
سر آغاز جشن ِ نوروز ، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیكشد ، بر ساير جشنهای ايران باستان برتری دارد
در مورد پيدايی اين جشن افسانههای بسيار است ، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی میبخشد ، آيينهای بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام میگيرد . اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز میشود ، حيرت انگيز نيست چرا كه بینظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشهی آرامش و پريشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا كه در پارهای از مراسم نوروزی ، آنها را به عمد بوجود میآوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهرها يا ارواح درگذشتگان باز میگردند ، افرادی با صورتكهای سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت میپرداختند و بدينگونه فاصلهی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم میريختند و قانون و نظم يك ساله را محو میكردند. باز ماندهی اين رسم ، آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت از ديگر آشفتگیهای ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقههای پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر میگزيدند و سلطان موقت – بر طبق قواعدی – اگر فرمانهای بيجا صادر میكرد ، از مقام اميری بر كنار میشد. حافظ نيز در يكی از غزلياتش به حكومت ناپايدار مير نوروزی گوشهی چشمی دارد سخن در پرده میگويم ، چو گل از غنچه بيرونای كه بيش از چند روزی نيست حكم مير نوروزی خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رو میشد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانهها را رنگ آميزی میكردند و اگر ميسر نمیشد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن میچيدند ، سفيد میشد. اثاثيهی كهنه را به دور میريختند و نو به جايش میخريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگیها و اندوههای يك ساله بود واجب میدانستند. ظرفهای مسين را به رويگران میسپردند. نقرهها را جلا میدادند. گوشه و كنار خانه را از گرد و غبار پاك میكردند. فرش و گليمها را غاز تيرگیهای يك ساله میزدودند و بر آن باور بودند كه ارواح مردگان ، فروهرها (ريشهی كلمهی فروردين) در اين روزها به خانه و كاشانهی خود باز میگردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا میفرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز میگردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبر میسوزاندند و شمع و چراغ میافروختند.در بعضی نقاط ايران رسم است كه زنها شب آخرين جمعهی سال بهترين غذا را میپختند و بر گور درگذشتگان میپاشيدند و روز پيش از نوروز را كه همان عرفه يا علفه و يا به قولی بی بی حور باشد ، به خانهای كه در طول سال در گذشتهای داشت به پُر سه میرفتند و دعا میفرستادند و میگفتند كه برای مرده عيد گرفته اند در گير و دار خانه تكانی و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز میكردند. ايرانيان باستان دانهها را كه عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، كنجد ، باقلا ، كاجيله ، ذرت ، و ماش به شمارهی هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده – شمارهی مقدس برجها – در ستونهايی از خشت خام بر میآوردند و باليدن هر يك را به فال نيك میگرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو موجب بركت و باروری خواهد بود. خانوادهها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشهی نيك) ، هوخت (= گفتار نيك) و هوو.رشت (كردار نيك) سبز میكردند و فروهر نياكان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند چهار شنبه سوری كه از دو كلمهی چهارشنبه – منظور آخرين چهارشنبهی سال – و سوری كه همان سوريك فارسی و به معنای سرخ باشد و در كل به معنای چهارشنبهی سرخ ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و كوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه میكردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هركدام هم آيين خاصی را تدارك میديد غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيك) روی هم میگذاشتند و خورشيد كه به تمامی پنهان میشد ، آن را بر میافروختند تا آتش سر به فلك كشيده جانشين خورشيد شود. دربعضی نقاط ايران برای شگون ، وسايل دور ريختنی خانه از قبيل پتو ، لحاف و لباسهای كهنه را میسوزاندند آتش میتوانست در بيابانها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله میكشيد از رويش میپريدندو ترانههايی كه در همهی آنها خواهش بركت و سلامت و بارآوری و پاكيزگی بود ، میخواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمیكردند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه مقدس بود كسی جمع میكرد و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند ، سر ِ نخستين چهار راه میريخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه كه میپرسيدند "كيست؟" میگفت: "منم - " از كجا میآيی؟ - "از عروسی - "چه آوردهای؟ - "تندرستی شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسايگان و خويشان میرفتند و از روی روزنهی بالای اتاق (روزنهی بخاری) شال درازی را به درون میانداختند. صاحب خانه میبايست هديهای در شال بگذارد. شهريار در بند 27 منظومهی حيدر بابا به آيين شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با بركت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند 27 عيد بود و مرغ شب آواز میخواند دختر نامزد شده برای داماد جوراب نقشين میبافت و هر كس شال خود را از دريچهای آويزان میكرد وه... كه چه رسم زيبايی است – رسم شال اندازی هديه عيدی بستن به شال داماد برگردان بند 28 من هم گريه و زاری كردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر كمر بستم شتابان به طرف خانهی غلام (پسر خالهام) رفتم و شال را آويزان كردم فاطمه خالهام جورابی به شال من بست "خانم ننهام" را به ياد آورد و گريه كرد شهريار در توضيح اين رسم میگويد: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمیبايست در مراسم عيد شركت میكرديم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دويدم." از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بيشتر مخصوص كسانی بود كه آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی كه نماد گذار از مشكل بود میايستادند و كليدی را كه نماد گشايش بود ، زير پا میگذاشتند. نيت میكردند و به گوش میايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود میدانستند. آنها در واقع از فروهرها میخواستند كه بستگی كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند ، بگشايند. قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهرها... زيرا كه قاشق و ظرف مسين نشانهی خوراك و خوردن بود. ايرانيان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون میگذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيدهی آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهرها پنهان و غير محسوس اند ، كسانی هم كه برای قاشق زنی میرفتند ، سعی میكردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر میدانستند ، دريافتشان را خوش یُمن میپنداشتند. اما اصيل ترين پيك نوروزی سفرهی هفت سين بود كه به شمارهی هفت امشاسپند از عدد هفت مايه میگرفت. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سين را چيدن هفت سينی يا هفت قاب بر خوان نوروزی میداند كه به آن هفت سينی میگفتند و بعدها با حذف (يای) نسنت به صورت هفت سين در آمد. او عقيده دارد كه هنوز هم در بعضی از روستاهای ايران اين سفره را ، سفرهی هفت سينی میگويند. چيزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنايی و افزونی ، آتشدان ، نماد پايداری نور و گرما كه بعدها به شمع و چراغ مبدل شد ، شير نماد نوزايی و رستاخيز و تولد دوباره، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آيينه نماد شفافيت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زايش و باروری ، سيب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سكههای تازه ضرب نماد بركت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمين ، گل بيد مشك كه گل ويژهی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب كه باز ماندهی رسم آبريزان يا آبپاشان است ( بر مبنای اشارهی ابو ريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاكستر آن آلوده میشود و لذا آب پاشيدن به يكد يگر نماد پاكيزگی از آن آلايش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنير ، شكر ، بَرسَم (= شاخههايی از درخت مقدس انار ، بيد ، زيتون ، انجير در دستههای سه ، هفت يا دوازده تايی گاهشماری با علامت های حيوانی
يکی از نخستين پرسش ها درباره آغاز سال جديد، اين است که سال روی چه علامتی می چرخد؟ سال ۸۲ روی بز چرخيد و سال ۸۳ ، سال ميمون است
تقويم دوازده حيوانی نه تنها در ايران، بلکه در اکثر کشورهای جهان، به ويژه در آسيا جايگاه ويژه ای دارد. چينی ها و اکثر ملت های آسيای مرکزی به تاثير خصوصيات حيوانی که بر آن سال حاکم است بر سالی که آغاز می شود، بر تولدها، کارها، دوستی ها و به ويژه عشق ها و ازدواج ها اعتقاد دارند دکتر ابوالفضل نبئی در کتاب "گاهشماری در تاريخ" درباره منشاء تقويم دوازده حيوانی نوشته است که در قديم تصور می شد اين تقويم مربوط به اقوام ترک است و تنها در ميان اقوام قاره آسيا رواج دارد. در حالی که معلوم شده است اين گاهشماری در ميان بوميان آمريکا نيز متداول بوده است به نوشته دکتر نبئی آثار ابوريحان بيرونی قديمی ترين اثری است که به رواج اين گاهشماری در آسيای مرکزی پرداخته است. ابن منجم نيز در آثارالباقيه در بخش تقويم ملل مختلف، جدول ماه های منسوب به ترکان را نشان داده است. اين اسامی عبارتند از ۱- چقان يا کسکو (موش) ۲- اود يا سغر (گاو نر) ۳- بارس (پلنگ) ۴- تفشان يا تفشيجان يا توشقان (خرگوش) ۵- لو (نهنگ) ۶- ييلان (مار) ۷- يونت (اسب) ۸- قوی ( گوسفند) ۹- بيجين (ميمون) ۱۰- تغاقوی يا تخاقوی (مرغ خانگی)۱۱- ايت (سگ) ۱۲- تونگوز( خوک) اين شعر قديمی نيز يادآور ترتيب سالهاست موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار زان چهار چو بگذری نهنگ آيد و مار آنگاه به اسب و گوسفند است حساب حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر كار پائولا دلسول در کتاب "طالع بينی چينی"، ( ترجمه شهره شيرزاد ) ميمون را موجودی با شيطنت و فتنه انگيزی زياد توصيف کرده و نوشته است ميمون در بين دوازده علامت غير معمولی ترين آنهاست او سال ميمون را چنين وصف کرده: "امسال انتظار هر نوع کاری می رود. به خصوص کارهای غيرمنتظره و پيش بينی نشده. خطر کنيد ...هيچ اتفاقی نخواهد افتاد. ميمون به خوبی می داند در کجا بايد سرنخ ها را کشيد. اصلا بی فايده است که برای اتفاقات امسال پی دليل بگرديد. لزومی به فکر کردن وجود ندارد. در سال ميمون از هر حادثه ای می توان لذت برد. شلوغ کنيد. همه چيز را درهم کنيد ( پاريس را در سال ۱۹۶۸ به ياد آوريد ). ميمون با همه اندکی شوخی می کند. امسال وقت لودگی، قال و مقال و هرج و مرج گرايی است. سال هم که تمام شود متوجه خواهيد شد که هيچکدام از اين گرفتاری ها حوصله شما را سر نبرده است "فرصت خوبی است برای روی آوردن به عقايد جديد. مسلما برای شما نفع در بر خواهد داشت. بايد سعی کنيد ميمون کوچولوها در تابستان به دنيا بيايند متولدان سال ميمون از ميان سياستمداران ليندون جانسون، پوانکاره، دالاديه، ترومن، سزارو چمبرلين متولد سال ميمون هستند. هنرمندان متولد اين سال عبارتند از: لئوناردو داوينچی، موديليانی و گوگن از ميان شعرا و نويسندگان هم ميلتون، لردبايرون، چارلز ديکنز و الکساندر دوما در سال ميمون متولد شده اند. از ديگر چهره های مشهوری که در سال ميمون تولد يافته اند، می توان از باسترکيتون، کاپيتان کوک، ميشل مورگان، اليزابت تيلور، رابرت فلاهرتی و فدريکو فللينی نام برد در باورهای قديمی ترها علاوه بر علامت حيوانی سال و علامت و عنصر حاکم بر هرماه، روز تحويل سال هم مهم بود. مثلا سالی که از يکشنبه آغاز شود سالی بی برکت است و خشکسالی خواهد شد و بهترين سال، سالی است که مثل امسال روز شنبه آغاز شود به هر روی رد يا قبول اين باورها از جانب ما تاثيری بر اعتقاداتی که قرن هاست در بخش های بزرگی از جهان مورد پذيرش مردم است، نخواهد داشت حکومت يکساله ميمون از لحظه تحويل سال آغاز می شود. می توانيم از صميم قلب آرزو کنيم در اين سال صلح و تفاهم بر جهان حاکم باشد ==================== بعضي ها بعضيها شعرشان سپيد است، دلشان سياه ======================================= |
|
تازه اولشه مطلب نداشتم..شرمنده ها ایشالا از این به بعد اپ میکنم. |