This Web Hacked By Fonix
شوخی کثیفی بود ....
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 11:26 توسط سعید
|
This Weblog IS Hacked And Defaced By JiniXoR

JiniXoR Was Here
Dont Forget Me
My Y ! ID ==> JiniXoR@Yahoo.Com
Iranian Hackers Is The Best !!
Deface Compelete !

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 19:54 توسط سعید
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:52 توسط سعید
|
Taghdim Be Tamamie Dus Darane Vanille Ninja
VaNiLlA NiNjA - lOvE Is WaR
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 9:58 توسط سعید
|
بين هزاران ديروز و ميليون ها فردا . فقط يه دونه امروزه . پس از دستش نديم و ازش لذت ببريم و با اين اس ام اس به عزيزانمون بگيم دوستشون داريم
كرده سوار هواپيما بوده ميهماندار ميگه كمربندها رو ببنديد . كرده مي گه : مال من كش داره بازم ببندم
نوار مغزی نورمال
_/l_/l_/l_/l_/l_
نوار فلب اصفهاني ها
_$_$_$_$_$_$_$_
نوار قلب ترك
_!_?_!_?_!_?_!_?_
نوار قلب لر
_________________
مي دوني فرق اموزگار با روزگار چيه ؟ اموزگار اول درس مي ده بعد امتحان مي گيره ولي روزگار اول امتحان مي گيره بعد درس مي ده
به تركه مي گن دو دو تا چند تا مي شه ؟ مي گه : بي خيال شو كلمه بگو جمله بسازم
بدلیل بالا رفتن قیمت سکه فردا روز جهانی به اجرا گذاشتن مهریه میباشد.
به این فکر کنید که دیه ارزانتر از مهریه است
تست كنكور 1385 :
از اون بالا ........... ميايد
1. شاهين
2.الاغ
3.فنچ
4.كفتر
اي كه پا گذاشتي رو عشق من . اي كه در را بستي به روي من . در رو باز كن دستم مونده لاي در
به تركه ميگن: چيكار كردي كه ورشكست شدي؟ ميگه: بادكنك ميفروختم به شرط چاقو!
رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد
سال روز تولد يگانه منجي عالم مستي . اختر تابناك عيش و نوش . عشق و حال ذكرياي رازي بر همه الكلي هاي بالاي 55 درصد به بالا مبارك باد
از دختره مي پرسن نامزدت چه شکليه ؟ ميگه مثل اسب نجيب . مثل پلنگ مهربون . مثل شير قوي . مثل عقاب تيز بين . دوستش ميگه کي ميريم باغ وحش نامزدت رو ببينيم
ترکه ميگن چي شد که ترک شدي؟ ميگه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن نبود
به نظر شما . با وجود مشكلات فراوان و وضعيت بحرانيه ايران در جامعه بيت المللي و تصميمات شوراي امنيت ايا هنوز خوشگلا بايد برقصن ؟
تقديم به همه ماماناي عزيز و خوبببببب نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم
به تركه مي گن چند تا بچه داري مي گه 19 تا مي گن خوب 20 تاش مي كردي رند مي شد . مي گه : فرزند كمتر زندگي بهتر
دفتری که بسته شد ديگه بازش نکنيد...
قلبی که شکسته شد ديگه نآزش نکنيد...!!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 9:35 توسط سعید
|
بيلد: ستاره هامبورگ پدر مى شود!
داستان عجيبى است. قصه ازدواج دوم مهدوى كيا هنوز هم در نشريات آلمان ادامه دارد و انگار آلمانى ها به اين راحتى ها دست بردار نيستند. عجيب بودن داستان به اين دليل است كه نشريه بيلد كه به ندرت ديده شده از بازيكنان ايرانى مطلب بنويسد پس از اعلام ازدواج مجدد مهدوى كيا تيتر روز بعد خود را باز هم به اين قضيه اختصاص داد. اين طور كه معلوم است نشريات آلمانى فعلاً قصد فراموش كردن اين موضوع را ندارند و با اعلام خبر باردار بودن همسر دوم مهدوى كيا تا جايى كه ممكن است به اين مسأله دامن زده اند. گزارش دوم بيلد كه باز هم به تيتر يك اين نشريه تبديل شد با اين تيتر جلب توجه مى كرد:
«زن شماره ۲ باردار است!» اين گزارش با صحبت هاى سميرا آغاز مى شود: «مهدى مايل بود كه ما بچه دار شويم! او مى گفت كه مى خواهد به آروزهايش برسد
بيلد با اين توضيح كه همسر دوم مهدوى كيا ۲ ماه است كه باردار است و اين يك رسوايى بزرگ براى ستاره هامبورگ است ادامه مى دهد: «اگر بخواهيم فلاش بكى به گذشته بزنيم داستان از اينجا شروع مى شود: «با اينكه ستاره ايرانى هامبورگ ۸ سال است كه با سپيده ۲۸ ساله زندگى مشترك خود را آغاز كرده است و حاصل زندگى آنها عسل ۷ ساله است ولى زندگى دوم خود را با سميرا كه او هم ۲۸ ساله است و در هامبورگ زندگى مى كند شروع كرده. پس از گذشت چند ماه و بعد از بچه دار شدن سميرا، مهدوى كيا همسر باردار خود را رها مى كند در حالى كه خانه او تنها در ۲ كيلومترى خانه مهدوى كيا است.»
سميرا مى گويد: «من به مهدى تعلق دارم. پدر بچه من مهدوى كيا است ولى او مى خواهد اين مسأله را نفى كند. مهدى به من پيشنهاد كرد كه بچه دار نشويم ولى من قبول نكردم. او حتى اين مسأله را با فاضلى هم در ميان گذاشت ولى من زير بار نرفتم.»
البته حالا ديگر مسأله سقط جنين براى سميرا كه به يك خانواده ايرانى ثروتمند تعلق دارد خيلى اهميت ندارد. آنچه براى او مهم است اين است كه سميرا مى گويد: «ديگر نااميد شده ام. وقتى در تنهايى با كودكم صحبت مى كنم به او مى گويم كه واقعاً برايت متأسفم. من واقعاً نمى توانم كارى برايت انجام دهم!»
طبق گزارش بيلد مهدوى كيا پنجشنبه به ملاقات رييس باشگاه و مدير ورزشى هامبورگ رفت تا در مورد اتفاقات به وجود آمده توضيح بدهد.
مهدوى كيا در مصاحبه اى مجدد به بيلد مى گويد: «واقعاً متوجه شده ام كه چه اشتباه بزرگى مرتكب شده ام ولى حالا تمام تلاشم را مى كنم تا مسأله به وجود آمده را جبران كنم.»بيلد در انتهاى گزارش با طرح اين سؤال كه آيا زنان ديگرى هم وجود دارند كه با مهدوى كيا رابطه دارند يا نه اوج غرض ورزى خود با ستاره ايرانى هامبورگ را اثبات مى كند.
بعد از اين سؤال يك لينك هم در نظر گرفته شده است تا خوانندگان مطلب نظر خود را در مورد اينكه رسوايى مهدوى كيا تأثيرى در افت هامبورگ مى گذارد يا نه اعلام كنند.
بر فرض كه مهدوى كيا چنين كارى انجام داده باشد، پرداختن بيش از حد به اين موضوع و بزرگ كردن آن بدون شك يك هدف بيشتر ندارد.
ولى واقعاً از بين بردن حرمت مهدوى كيا چه فايده اى براى آلمانى ها دارد؟ چرا بايد يكى از پرتيراژترين نشريات آلمان عكس سونوگرافى همسر مهدوى كيا را براى اينكه اثبات كند او باردار است بزرگ تر از عكس ميشاييل بالاك و يورگن كلينزمن در صفحه اول خود به چاپ برساند؟
آيا واقعاً عكس العمل آنها به بازيكنان آلمانى يا ساير كشورها كه دچار مشكل مشابهى شده اند يكسان است؟
اگرچه داشتن دو همسر همزمان از نظر قانون كشور آلمان به هيچ وجه پذيرفته نيست ولى مهدى هم هر دو همسر خود را در ايران به عقد خود درآورده است تا هيچ مشكل قانونى در آلمان براى او به وجود نيايد. يكى از نزديكان مهدوى كيا در آلمان درباره سميرا مى گويد او از خانواده اى نجيب و ثروتمند است و به نظر نمى رسد براى اخاذى دست به چنين كارى زده باشد.جالب است بدانيد نشريه بيلد يكى از نشريه هاى پولى آلمان است كه در ازاى دريافت مقادير زيادى پول مطلب چاپ مى كند، علاوه بر اين بيلد وابسته به بايرن مونيخ است!
يكى از دلايل دشمنى آنها با ستاره محبوب ايرانى مى تواند به هم زدن آرامش حاكم بر هامبورگ باشد چرا كه هامبورگ در حال حاضر تقريباً تنها تيمى است كه خطرى جدى براى بايرن به حساب مى آيد.
ا
و اما احتمال آخر كه بسيار به نظر مى رسد هدف اصلى بيلد باشد جلوگيرى از افزايش روزافزون محبوبيت مهدوى كيا در هامبورگ است. بدون شك در هر زمانى كه يك نظرسنجى در هامبورگ براى پيدا كردن محبوب ترين بازيكن اين شهر انجام شود مهدى رتبه اول آن را به خود اختصاص مى دهد، همين موضوع باعث شده است تا نشريات نژاد پرست اين كشور با انگشت گذاشتن بر مسأله اى كه جامعه آلمان نسبت به آن ديدى منفى دارد تا حد ممكن از محبوبيت مهدوى كيا كم كنند.
حتى با فرض اينكه مهدوى كيا اشتباه كرده است دامن زدن به اين مسأله از سوى روزنامه هاى ايرانى تنها يك نتيجه دارد و آن هم تأثير منفى بر روحيه مهدوى كيا و در نهايت تضعيف تيم ملى است
منبع : روزنامه های ایران و جهان
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 15:35 توسط سعید
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 18:23 توسط سعید
|
سلام سلام

دوباره منم

حالتون خوبه که ایشالا
شرمنده به خدا.خسته بودم و نتونستم اپ کنم
اما حالا جبران میکنم
ایشالا که خوشتون بیاد
راستی به این وبم هم برین دیگه
دارین نا امیدم مکنین
یه موقع منم مثل سیاوش وب نویسی رو
گذاشتم کنار
پس خواهشا برین و نظر بدین حتما
پرنده ی منزوی
|
| |
|
To My Friends تقديم به تمام دوستانم
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
| |
If you should die before me, ask if you could bring a friend.
-- Stone Temple Pilots
اگر تو خواستی قبل از من بميری
بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه . |
|
| |
|
|
| |
If you live to be a hundred, I want to live to be a hundred minus one day, so I never have to live without you.
-- Winnie the Pooh
اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم. |
|
|
|
|
|
| |
True friendship is like sound health; the value of it is seldom known until it is lost.
-- Charles Caleb Colton
دوستی واقعی مثل سلامتی هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم. |
|
| |
|
|
| |
A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out.
يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد
که تموم دنيا از پيشت رفتن. |
|
|
|
|
|
| |
Don't walk in front of me, I may not follow. Don't walk behind me, I may not lead. Walk beside me and be my friend. -- Albert Camus
جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش. |
|
| |
|
|
| |
Friends are God's way of taking care of us.
دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن. |
|
|
|
|
|
| |
Friendship is one mind in two bodies.
-- Mencius
دوستی يعنی يک روح در دو بدن . |
|
| |
|
|
| |
I'll lean on you and you lean on me and we'll be okay
-- Dave Matthews
من به تو تکيه می کنم و تو به من
و اونوقت همه چيزمون مرتبه. |
|
|
|
|
|
| |
If all my friends were to jump off a bridge, I wouldn't jump with them, I'd be at the bottom to catch them.
اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،
من با اونا عبور نخواهم کرد،
بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا. |
|
| |
|
|
| |
Everyone hears what you say. Friends listen to what you say. Best friends listen to what you don't say.
هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.
ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.
اما بهترين دوستان
حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون. |
|
| |
|
|
| |
My father always used to say that when you die, if you've got five real friends, then you've had a great life.;
-- Lee Iacocca
پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،
اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،
اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی. |
|
|
|
|
| |
|
|
| |
Hold a true friend with both your hands.;
-- Nigerian Proverb
يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.
|
|
| |
|
|
|
|
|
| |
A friend is someone who knows the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the words.;
-- Unknown
يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه
و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی
اونا رو واسه ات |
خوب اینم از این امیدوارم که خوشتون اومده باشه
حرفی واسه گفتن ندارم
همیشه به یادتونم
دوستون دارم
بای تا های
+
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 20:11 توسط سعید
|
سلام به همه
راستش حال و حوصله نداشتم که رو این آپ کار کنم
همینطوری از سر بی حوصلگی آپ کردم
راستی یه تبریک هم بگم به سیا جون که خیلی وقته وبشو پس گرفته از این گرگ شب.
تازه آشیانه هم اومده تهدید کرده که میهکیمیت....اما هیچی نیستن واسه این داداش سیای ما..
اینم اون یکی وبم.
www.saeed-y2k.blogfa.com
اینم وب سیاوش دوست عزیزم
WwW.foniX.bloGfa.COm
خیلی حرف زدم .
با این حال امیدوارم که خوشتون بیاد
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 21:50 توسط سعید
|
سلام به همه ی دوستان عزیز
اره خودمم همون پرنده ی منزوی
یه کم ازادی بهم دست داد
گفتم یه هوایی تازه کنیم
این وب دومم.امیدوارم که خوشتون بیاد
با من بیا.............//

---------------------------------
|
|
|
نوروز
سر آغاز جشن ِ نوروز ، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیكشد ، بر ساير جشنهای ايران باستان برتری دارد. در مورد پيدايی اين جشن افسانههای بسيار است ، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی میبخشد ، آيينهای بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام
فلسفهی آيينهای نوروزی
سر آغاز جشن ِ نوروز ، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیكشد ، بر ساير جشنهای ايران باستان برتری دارد در مورد پيدايی اين جشن افسانههای بسيار است ، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی میبخشد ، آيينهای بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام میگيرد . اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز میشود ، حيرت انگيز نيست چرا كه بینظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشهی آرامش و پريشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا كه در پارهای از مراسم نوروزی ، آنها را به عمد بوجود میآوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهرها يا ارواح درگذشتگان باز میگردند ، افرادی با صورتكهای سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت میپرداختند و بدينگونه فاصلهی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم میريختند و قانون و نظم يك ساله را محو میكردند. باز ماندهی اين رسم ، آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت از ديگر آشفتگیهای ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقههای پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر میگزيدند و سلطان موقت – بر طبق قواعدی – اگر فرمانهای بيجا صادر میكرد ، از مقام اميری بر كنار میشد. حافظ نيز در يكی از غزلياتش به حكومت ناپايدار مير نوروزی گوشهی چشمی دارد
سخن در پرده میگويم ، چو گل از غنچه بيرونای
كه بيش از چند روزی نيست حكم مير نوروزی
خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رو میشد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانهها را رنگ آميزی میكردند و اگر ميسر نمیشد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن میچيدند ، سفيد میشد. اثاثيهی كهنه را به دور میريختند و نو به جايش میخريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگیها و اندوههای يك ساله بود واجب میدانستند. ظرفهای مسين را به رويگران
|